پرش به محتوای اصلی
عراقی

عراقی

رباعیات

۱۶۴ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۱ با آنکه خوش آید از تو، ای یار، جفا
  2. رباعی شمارهٔ ۲ عیشی نبود چو عیش لولی و گدا
  3. رباعی شمارهٔ ۳ ای دوست، به دوستی قرینیم تو را
  4. رباعی شمارهٔ ۴ ای دوست، فتاد با تو حالی دل را
  5. رباعی شمارهٔ ۵ سودای تو کرد لاابالی دل را
  6. رباعی شمارهٔ ۶ تا با توام، از تو جان دهم آدم را
  7. رباعی شمارهٔ ۷ تا ظن نبری که مشکلی نیست مرا
  8. رباعی شمارهٔ ۸ دل بر تو نهم، زنم بداندیشان را
  9. رباعی شمارهٔ ۹ از بادهٔ عشق شد مگر گوهر ما؟
  10. رباعی شمارهٔ ۱۰ ای روی تو آرزوی دیرینهٔ ما
  11. رباعی شمارهٔ ۱۱ گل صبح دم از باد برآشفت و بریخت
  12. رباعی شمارهٔ ۱۲ عشق تو ز دست ساقیان باده بریخت
  13. رباعی شمارهٔ ۱۳ ای جملهٔ خلق را ز بالا و ز پست
  14. رباعی شمارهٔ ۱۴ پیری ز خرابات برون آمد مست
  15. رباعی شمارهٔ ۱۵ گفتم: دل من، گفت که: خون کردهٔ ماست
  16. رباعی شمارهٔ ۱۶ ماییم که بی‌مایی ما مایهٔ ماست
  17. رباعی شمارهٔ ۱۷ آن دوستی قدیم ما چون گشته است؟
  18. رباعی شمارهٔ ۱۸ در دام غمت دلم زبون افتاده است
  19. رباعی شمارهٔ ۱۹ هرگز بت من روی به کس ننموده است
  20. رباعی شمارهٔ ۲۰ معشوقه و عشق عاشقان یک نفس است
  21. رباعی شمارهٔ ۲۱ دل رفت بر کسی که بی‌ماش خوش است
  22. رباعی شمارهٔ ۲۲ عشق تو، که سرمایهٔ این درویش است
  23. رباعی شمارهٔ ۲۳ شوقی، که چو گل دل شکفاند، عشق است
  24. رباعی شمارهٔ ۲۴ بیمار توام، روی توام درمان است
  25. رباعی شمارهٔ ۲۵ این دورهٔ سالوس، که نتوان دانست
  26. رباعی شمارهٔ ۲۶ پرسیدم از آن کسی که برهان دانست:
  27. رباعی شمارهٔ ۲۷ کردیم هر آن حیله که عقل آن دانست
  28. رباعی شمارهٔ ۲۸ چشمم ز غم عشق تو خون باران است
  29. رباعی شمارهٔ ۲۹ اول قدم از عشق سر انداختن است
  30. رباعی شمارهٔ ۳۰ از گلشن جان بی‌خبری، خار این است
  31. رباعی شمارهٔ ۳۱ با حکم خدایی، که قضایش این است
  32. رباعی شمارهٔ ۳۲ هر چند که دل را غم عشق آیین است
  33. رباعی شمارهٔ ۳۳ ایزد، که جهان در کنف قدرت اوست
  34. رباعی شمارهٔ ۳۴ در دور شراب و جام و ساقی همه اوست
  35. رباعی شمارهٔ ۳۵ هر چند کباب دل و چشم تر هست
  36. رباعی شمارهٔ ۳۶ گردنده فلک دلیر و دیر است که هست
  37. رباعی شمارهٔ ۳۷ بی آنکه دو دیده بر جمالت نگریست
  38. رباعی شمارهٔ ۳۸ اندر ره عشق دی و کی پیدا نیست
  39. رباعی شمارهٔ ۳۹ ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیست
  40. رباعی شمارهٔ ۴۰ دل سوختگان را خبر از عشق تو نیست
  41. رباعی شمارهٔ ۴۱ رخ عرضه کنیم، گوی: این زر سره نیست
  42. رباعی شمارهٔ ۴۲ عشق تو ز عالم هیولانی نیست
  43. رباعی شمارهٔ ۴۳ دیشب دل من خیال تو مهمان داشت
  44. رباعی شمارهٔ ۴۴ افسوس! که ایام جوانی بگذشت
  45. رباعی شمارهٔ ۴۵ دردا! که دلم خبر ز دلدار نیافت
  46. رباعی شمارهٔ ۴۶ عالم ز لباس شادیم عریان یافت
  47. رباعی شمارهٔ ۴۷ زنجیر سر زلف تو تاب از چه گرفت؟
  48. رباعی شمارهٔ ۴۸ در عشق توام واقعه بسیار افتاد
  49. رباعی شمارهٔ ۴۹ چون سایهٔ دوست بر زمین می‌افتد
  50. رباعی شمارهٔ ۵۰ غم گرد دل پر هنران می‌گردد
  51. رباعی شمارهٔ ۵۱ از بخت به فریادم و از چرخ به درد
  52. رباعی شمارهٔ ۵۲ گر من روزی ز خدمتت گشتم فرد
  53. رباعی شمارهٔ ۵۳ نرگس، که ز سیم بر سر افسر دارد
  54. رباعی شمارهٔ ۵۴ حسنت به ازل نظر چو در کارم کرد
  55. رباعی شمارهٔ ۵۵ دل در غم تو بسی پریشانی کرد
  56. رباعی شمارهٔ ۵۶ بازم غم عشق یار در کار آورد
  57. رباعی شمارهٔ ۵۷ دل در طلبت هر دو جهان می‌بازد
  58. رباعی شمارهٔ ۵۸ آنجا که تویی عقل کجا در تو رسد؟
  59. رباعی شمارهٔ ۵۹ مسکین دل من! که بی‌سرانجام بماند
  60. رباعی شمارهٔ ۶۰ از روز وجودم شفقی بیش نماند

متن اشعار به نقل از گنجور.