پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۱

رخ عرضه کنیم، گوی: این زر سره نیست

جان پیش کشیم، گوی، گوهر سره نیست

دل نپسندی، که مایهٔ ناسره است

هر مایه که قلب است عجب گر سره نیست!

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۳دیشب دل من خیال تو مهمان داشت
  2. رباعی شمارهٔ ۴۴افسوس! که ایام جوانی بگذشت
  3. رباعی شمارهٔ ۴۵دردا! که دلم خبر ز دلدار نیافت
  4. رباعی شمارهٔ ۴۶عالم ز لباس شادیم عریان یافت
  5. رباعی شمارهٔ ۴۷زنجیر سر زلف تو تاب از چه گرفت؟
  6. رباعی شمارهٔ ۴۸در عشق توام واقعه بسیار افتاد
  7. رباعی شمارهٔ ۴۹چون سایهٔ دوست بر زمین می‌افتد
  8. رباعی شمارهٔ ۵۰غم گرد دل پر هنران می‌گردد
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.