پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۷

زنجیر سر زلف تو تاب از چه گرفت؟

و آن چشم خمارین تو خواب از چه گرفت؟

چون هیچ کسی برگ گلی بر تو نزد

سر تا قدمت بوی گلاب از چه گرفت؟

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۹چون سایهٔ دوست بر زمین می‌افتد
  2. رباعی شمارهٔ ۵۰غم گرد دل پر هنران می‌گردد
  3. رباعی شمارهٔ ۵۱از بخت به فریادم و از چرخ به درد
  4. رباعی شمارهٔ ۵۲گر من روزی ز خدمتت گشتم فرد
  5. رباعی شمارهٔ ۵۳نرگس، که ز سیم بر سر افسر دارد
  6. رباعی شمارهٔ ۵۴حسنت به ازل نظر چو در کارم کرد
  7. رباعی شمارهٔ ۵۵دل در غم تو بسی پریشانی کرد
  8. رباعی شمارهٔ ۵۶بازم غم عشق یار در کار آورد
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.