پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۸

اندر ره عشق دی و کی پیدا نیست

مستان شده‌اند و هیچ می پیدا نیست

مردان رهش ز خویش پوشیده روند

زان بر سر کوی عشق پی پیدا نیست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۰دل سوختگان را خبر از عشق تو نیست
  2. رباعی شمارهٔ ۴۱رخ عرضه کنیم، گوی: این زر سره نیست
  3. رباعی شمارهٔ ۴۲عشق تو ز عالم هیولانی نیست
  4. رباعی شمارهٔ ۴۳دیشب دل من خیال تو مهمان داشت
  5. رباعی شمارهٔ ۴۴افسوس! که ایام جوانی بگذشت
  6. رباعی شمارهٔ ۴۵دردا! که دلم خبر ز دلدار نیافت
  7. رباعی شمارهٔ ۴۶عالم ز لباس شادیم عریان یافت
  8. رباعی شمارهٔ ۴۷زنجیر سر زلف تو تاب از چه گرفت؟
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.