پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۷

آن دوستی قدیم ما چون گشته است؟

مانده است به جای؟ یا دگرگون گشته است؟

از تو خبرم نیست که با ما چونی

باری، دل من ز عشق تو خون گشته است

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۹هرگز بت من روی به کس ننموده است
  2. رباعی شمارهٔ ۲۰معشوقه و عشق عاشقان یک نفس است
  3. رباعی شمارهٔ ۲۱دل رفت بر کسی که بی‌ماش خوش است
  4. رباعی شمارهٔ ۲۲عشق تو، که سرمایهٔ این درویش است
  5. رباعی شمارهٔ ۲۳شوقی، که چو گل دل شکفاند، عشق است
  6. رباعی شمارهٔ ۲۴بیمار توام، روی توام درمان است
  7. رباعی شمارهٔ ۲۵این دورهٔ سالوس، که نتوان دانست
  8. رباعی شمارهٔ ۲۶پرسیدم از آن کسی که برهان دانست:
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.