پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۱

دل رفت بر کسی که بی‌ماش خوش است

غم خوش نبود، ولیک غمهاش خوش است

جان می‌طلبد، نمی‌دهم روزی چند

جان را محلی نیست، تقاضاش خوش است

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۳شوقی، که چو گل دل شکفاند، عشق است
  2. رباعی شمارهٔ ۲۴بیمار توام، روی توام درمان است
  3. رباعی شمارهٔ ۲۵این دورهٔ سالوس، که نتوان دانست
  4. رباعی شمارهٔ ۲۶پرسیدم از آن کسی که برهان دانست:
  5. رباعی شمارهٔ ۲۷کردیم هر آن حیله که عقل آن دانست
  6. رباعی شمارهٔ ۲۸چشمم ز غم عشق تو خون باران است
  7. رباعی شمارهٔ ۲۹اول قدم از عشق سر انداختن است
  8. رباعی شمارهٔ ۳۰از گلشن جان بی‌خبری، خار این است
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.