پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۷

کردیم هر آن حیله که عقل آن دانست

تا راه توان به وصل جانان دانست

ره می‌نبریم و هم طمع می نبریم

نتوان دانست، بو که نتوان دانست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۹اول قدم از عشق سر انداختن است
  2. رباعی شمارهٔ ۳۰از گلشن جان بی‌خبری، خار این است
  3. رباعی شمارهٔ ۳۱با حکم خدایی، که قضایش این است
  4. رباعی شمارهٔ ۳۲هر چند که دل را غم عشق آیین است
  5. رباعی شمارهٔ ۳۳ایزد، که جهان در کنف قدرت اوست
  6. رباعی شمارهٔ ۳۴در دور شراب و جام و ساقی همه اوست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۵هر چند کباب دل و چشم تر هست
  8. رباعی شمارهٔ ۳۶گردنده فلک دلیر و دیر است که هست
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.