پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۲

هر چند که دل را غم عشق آیین است

چشم است که آفت دل مسکین است

من معترفم که شاهد دل معنی است

اما چه کنم؟ که چشم صورت بین است

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۴در دور شراب و جام و ساقی همه اوست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۵هر چند کباب دل و چشم تر هست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۶گردنده فلک دلیر و دیر است که هست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۷بی آنکه دو دیده بر جمالت نگریست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۸اندر ره عشق دی و کی پیدا نیست
  6. رباعی شمارهٔ ۳۹ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیست
  7. رباعی شمارهٔ ۴۰دل سوختگان را خبر از عشق تو نیست
  8. رباعی شمارهٔ ۴۱رخ عرضه کنیم، گوی: این زر سره نیست
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.