پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۶

گردنده فلک دلیر و دیر است که هست

غرنده بسان شیر و دیر است که هست

یاران همه رفتند و نشد دیر تهی

ما نیز رویم دیر و دیر است که هست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۸اندر ره عشق دی و کی پیدا نیست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۹ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیست
  3. رباعی شمارهٔ ۴۰دل سوختگان را خبر از عشق تو نیست
  4. رباعی شمارهٔ ۴۱رخ عرضه کنیم، گوی: این زر سره نیست
  5. رباعی شمارهٔ ۴۲عشق تو ز عالم هیولانی نیست
  6. رباعی شمارهٔ ۴۳دیشب دل من خیال تو مهمان داشت
  7. رباعی شمارهٔ ۴۴افسوس! که ایام جوانی بگذشت
  8. رباعی شمارهٔ ۴۵دردا! که دلم خبر ز دلدار نیافت
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.