پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۰

از گلشن جان بی‌خبری، خار این است

میلت به طبیعت است، دشوار این است

از جهل بدان، گر تو یکی ده گردی

در هستی حق نیست شوی، کار این است

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۲هر چند که دل را غم عشق آیین است
  2. رباعی شمارهٔ ۳۳ایزد، که جهان در کنف قدرت اوست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۴در دور شراب و جام و ساقی همه اوست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۵هر چند کباب دل و چشم تر هست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۶گردنده فلک دلیر و دیر است که هست
  6. رباعی شمارهٔ ۳۷بی آنکه دو دیده بر جمالت نگریست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۸اندر ره عشق دی و کی پیدا نیست
  8. رباعی شمارهٔ ۳۹ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیست
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.