پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۰

ای روی تو آرزوی دیرینهٔ ما

جز مهر تو نیست در دل و سینهٔ ما

از صیقل آدمی زداییم درون

تا عکس رخت فتد در آیینهٔ ما

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲عشق تو ز دست ساقیان باده بریخت
  2. رباعی شمارهٔ ۱۳ای جملهٔ خلق را ز بالا و ز پست
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴پیری ز خرابات برون آمد مست
  4. رباعی شمارهٔ ۱۵گفتم: دل من، گفت که: خون کردهٔ ماست
  5. رباعی شمارهٔ ۱۶ماییم که بی‌مایی ما مایهٔ ماست
  6. رباعی شمارهٔ ۱۷آن دوستی قدیم ما چون گشته است؟
  7. رباعی شمارهٔ ۱۸در دام غمت دلم زبون افتاده است
  8. رباعی شمارهٔ ۱۹هرگز بت من روی به کس ننموده است
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.