پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲

عیشی نبود چو عیش لولی و گدا

افکنده کله از سر و نعلین ز پا

پا بر سر جان نهاده، دل کرده فدا

بگذاشته از بهر یکی هر دو سرا

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴ای دوست، فتاد با تو حالی دل را
  2. رباعی شمارهٔ ۵سودای تو کرد لاابالی دل را
  3. رباعی شمارهٔ ۶تا با توام، از تو جان دهم آدم را
  4. رباعی شمارهٔ ۷تا ظن نبری که مشکلی نیست مرا
  5. رباعی شمارهٔ ۸دل بر تو نهم، زنم بداندیشان را
  6. رباعی شمارهٔ ۹از بادهٔ عشق شد مگر گوهر ما؟
  7. رباعی شمارهٔ ۱۰ای روی تو آرزوی دیرینهٔ ما
  8. رباعی شمارهٔ ۱۱گل صبح دم از باد برآشفت و بریخت
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.