پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

غزلیات

۸۵۲ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۱ ما بار دگر گوشهٔ خمار گرفتیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۲ هر آن نقشی که بر صحرا نهادیم
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۳ تا ما ره عشق تو سپردیم
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۴ تا دردی درد او چشیدیم
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۵ ما ز خرابات عشق مست الست آمدیم
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۶ چه مقصود ار چه بسیاری دویدیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۷ دردا که درین بادیه بسیار دویدیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۸ تا ما سر ننگ و نام داریم
  9. غزل شمارهٔ ۶۰۹ ما ننگ وجود روزگاریم
  10. غزل شمارهٔ ۶۱۰ ما مرد کلیسیا و زناریم
  11. غزل شمارهٔ ۶۱۱ چون زلف تاب دهد آن ترک لشکریم
  12. غزل شمارهٔ ۶۱۲ ما در غمت به شادی جان باز ننگریم
  13. غزل شمارهٔ ۶۱۳ من نمیرم زانکه بی جان می‌زیم
  14. غزل شمارهٔ ۶۱۴ ای صدف لعل تو حقهٔ در یتیم
  15. غزل شمارهٔ ۶۱۵ بر هرچه که دل نهاده باشیم
  16. غزل شمارهٔ ۶۱۶ بیا تا رند هر جایی بباشیم
  17. غزل شمارهٔ ۶۱۷ ساقیا خیز که تا رخت به خمار کشیم
  18. غزل شمارهٔ ۶۱۸ اکنون که نشانهٔ ملامیم
  19. غزل شمارهٔ ۶۱۹ بیار آن جام می تا جان فشانیم
  20. غزل شمارهٔ ۶۲۰ ما گبر قدیم نامسلمانیم
  21. غزل شمارهٔ ۶۲۱ گاه لاف از آشنایی می‌زنیم
  22. غزل شمارهٔ ۶۲۲ وقت آن آمد که ما آن ماه را مهمان کنیم
  23. غزل شمارهٔ ۶۲۳ ما ره ز قبله سوی خرابات می‌کنیم
  24. غزل شمارهٔ ۶۲۴ ما چو بی‌ماییم از ما ایمنیم
  25. غزل شمارهٔ ۶۲۵ گر مردی خویشتن ببینیم
  26. غزل شمارهٔ ۶۲۶ ای جان ز جهان کجات جویم
  27. غزل شمارهٔ ۶۲۷ نشستی در دل من چونت جویم
  28. غزل شمارهٔ ۶۲۸ در عشق همی بلا همی جویم
  29. غزل شمارهٔ ۶۲۹ چون قصهٔ زلف تو دراز است چگویم
  30. غزل شمارهٔ ۶۳۰ چون نیاید سر عشقت در بیان
  31. غزل شمارهٔ ۶۳۱ ای روی تو شمع بت‌پرستان
  32. غزل شمارهٔ ۶۳۲ ای گرفته حسن تو هر دو جهان
  33. غزل شمارهٔ ۶۳۳ ای نهان از دیده و در دل عیان
  34. غزل شمارهٔ ۶۳۴ قصد کرد از سرکشی یارم به جان
  35. غزل شمارهٔ ۶۳۵ ای روی تو شمع تاج داران
  36. غزل شمارهٔ ۶۳۶ ای جگرگوشهٔ جگرخواران
  37. غزل شمارهٔ ۶۳۷ ای به روی تو عالمی نگران
  38. غزل شمارهٔ ۶۳۸ ای روی تو شمع پاکبازان
  39. غزل شمارهٔ ۶۳۹ ای یاد تو کار کاردانان
  40. غزل شمارهٔ ۶۴۰ نیست آسان عشق جانان باختن
  41. غزل شمارهٔ ۶۴۱ نیست ره عشق را برگ و نوا ساختن
  42. غزل شمارهٔ ۶۴۲ کافری است از عشق دل برداشتن
  43. غزل شمارهٔ ۶۴۳ بندگی چیست به فرمان رفتن
  44. غزل شمارهٔ ۶۴۴ عاشقی چیست ترک جان گفتن
  45. غزل شمارهٔ ۶۴۵ کفر است ز بی نشان نشان دادن
  46. غزل شمارهٔ ۶۴۶ با تو سری در میان خواهد بدن
  47. غزل شمارهٔ ۶۴۷ دل ز عشق تو خون توان کردن
  48. غزل شمارهٔ ۶۴۸ عشق را بی‌خویشتن باید شدن
  49. غزل شمارهٔ ۶۴۹ عشق چیست از خویش بیرون آمدن
  50. غزل شمارهٔ ۶۵۰ کاری است قوی ز خود بریدن
  51. غزل شمارهٔ ۶۵۱ آتشی در جملهٔ آفاق زن
  52. غزل شمارهٔ ۶۵۲ خال مشکین بر آفتاب مزن
  53. غزل شمارهٔ ۶۵۳ گر سر این کار داری کار کن
  54. غزل شمارهٔ ۶۵۴ گر مرد نام و ننگی از کوی ما گذر کن
  55. غزل شمارهٔ ۶۵۵ خیز و از می آتشی در ما فکن
  56. غزل شمارهٔ ۶۵۶ ای پسر این رخ به آفتاب درافکن
  57. غزل شمارهٔ ۶۵۷ چو دریا شور در جانم میفکن
  58. غزل شمارهٔ ۶۵۸ زلف به انگشت پریشان مکن
  59. غزل شمارهٔ ۶۵۹ بیم است که صد آه برآرم ز جگر من
  60. غزل شمارهٔ ۶۶۰ باز آمده‌ای از آن جهانم من

متن اشعار به نقل از گنجور.