پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۰

کاری است قوی ز خود بریدن

خود را به فنای محض دیدن

مانند قلم زبان بریده

بر لوح فنا به سر دویدن

صد تنگ شکر چشیده هر دم

پس کرده سؤال از چشیدن

این راز شگرف پی ببردن

وانگاه ز خویش پی بریدن

صد توبه به یک نفس شکستن

صد پرده به یک زمان دریدن

در میکده دست بر گشادن

با ساقی روح می کشیدن

در پرتو دوست همچو شمعی

در خود به رسیدن و رسیدن

بی خویش شدن ز هستی خویش

در هستی او بیارمیدن

همچون عطار عشق او را

بر هستی خویشتن گزیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۲خال مشکین بر آفتاب مزن
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۳گر سر این کار داری کار کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۴گر مرد نام و ننگی از کوی ما گذر کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۵خیز و از می آتشی در ما فکن
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۶ای پسر این رخ به آفتاب درافکن
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۷چو دریا شور در جانم میفکن
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۸زلف به انگشت پریشان مکن
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۹بیم است که صد آه برآرم ز جگر من
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.