پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۹

عشق چیست از خویش بیرون آمدن

غرقه در دریای پر خون آمدن

گر بدین دریا فرو خواهی شدن

نیست هرگز روی بیرون آمدن

ور سرِ کم کاستی داری ، در آی

زانکه اینجا نیست افزون آمدن

لازمت باشد اگر عاشق شوی

ترک کردن عقل و مجنون آمدن

از ازل آزاد گشتن وز ابد

محرم سر هم اکنون آمدن

چون توان بودن به صورت بارکش

پس به معنی فوق گردون آمدن

سر بریده راه رفتن چون قلم

پا و سر افکنده چون نون آمدن

سرنگون رفتن درین دریای ژرف

پس نهان چون در مکنون آمدن

چون دهم شرحت همی گم بودگی است

محرم این بحر بیچون آمدن

تا ابد یکرنگ بودن با فنا

نی همی هردم دگرگون آمدن

چیست ای عطار کفر راه عشق

سست دین از همت دون آمدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۱آتشی در جملهٔ آفاق زن
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۲خال مشکین بر آفتاب مزن
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۳گر سر این کار داری کار کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۴گر مرد نام و ننگی از کوی ما گذر کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۵خیز و از می آتشی در ما فکن
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۶ای پسر این رخ به آفتاب درافکن
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۷چو دریا شور در جانم میفکن
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۸زلف به انگشت پریشان مکن
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.