پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۸

عشق را بی‌خویشتن باید شدن

نفس خود را راهزن باید شدن

بت بود در راه او هرچه آن نه اوست

در ره او بت‌شکن باید شدن

زلف جانان را شکن بیش از حد است

کافر یک یک شکن باید شدن

تو بدو نزدیک نزدیکی ولیک

دور دور از خویشتن باید شدن

در نگنجد ما و من در راه او

در رهش بی ما و من باید شدن

دوست چون هرگز نیاید در وطن

عاشقان را بی وطن باید شدن

در ره او بر امید وصل او

خاک راه تن به تن باید شدن

همچو لاله غرقه در خون جگر

زنده در زیر کفن باید شدن

در ره او چون دویی را راه نیست

با یکی در پیرهن باید شدن

پس چو عطار اندر آفاق جهان

پاکباز انجمن باید شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۰کاری است قوی ز خود بریدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۱آتشی در جملهٔ آفاق زن
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۲خال مشکین بر آفتاب مزن
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۳گر سر این کار داری کار کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۴گر مرد نام و ننگی از کوی ما گذر کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۵خیز و از می آتشی در ما فکن
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۶ای پسر این رخ به آفتاب درافکن
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۷چو دریا شور در جانم میفکن
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.