پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۵

گر مردی خویشتن ببینیم

اندر پس دوکدان نشینیم

دیگر نزنیم لاف مردی

وز شرم ره زنان گزینیم

کاری عجب اوفتاده ما را

پیمانهٔ زهر و انگبینیم

تا زهر چو انگبین نگردد

یک ذره جمال او نبینیم

سر رشتهٔ دل ز دست دادیم

کین چیست که ما کنون درینیم

ای ساقی درد درد در ده

کامروز ورای کفر و دینیم

ما در ره یار سر ببازیم

وانگه پس کار خود نشینیم

آبی در ده صبوحیان را

کز عشق به سینه آتشینیم

صبح رخ او پدید آمد

ما جمله صبوحیان ازینیم

ما مستانیم و همچو عطار

از مستی خویش شرمگینیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۷نشستی در دل من چونت جویم
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۸در عشق همی بلا همی جویم
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۹چون قصهٔ زلف تو دراز است چگویم
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۰چون نیاید سر عشقت در بیان
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۱ای روی تو شمع بت‌پرستان
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۲ای گرفته حسن تو هر دو جهان
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۳ای نهان از دیده و در دل عیان
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۴قصد کرد از سرکشی یارم به جان
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.