پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۹

چون قصهٔ زلف تو دراز است چگویم

چون شیوهٔ چشمت همه ناز است چگویم

این است حقیقت که ز وصل تو نشان نیست

هر قصه که این نیست مجاز است چگویم

خورشید که او چشم و چراغ است جهان را

از شوق رخت در تک و تاز است چگویم

چون شمع سحرگاه دل سوخته هر شب

بی روی تو در سوز و گداز است چگویم

تا دست به زلف تو رسد در همه عمرم

چون زلف توام کار دراز است چگویم

گر کرد مرا زلف تو با خاک برابر

لعل لب تو بنده نواز است چگویم

المنه‌لله که دلم گرچه ربودی

از زلف تو در پردهٔ راز است چگویم

گفتی که بگو تا چه کشیدی تو ز نازم

کار من دلخسته نیاز است چگویم

گفتم که در بسته مرا چند نمایی

گفتی که درم بر همه باز است چگویم

گر بر همه باز است در وصل تو جانا

چون بر من سرگشته فراز است چگویم

عطار درین کوی اگر نیک و اگر بد

پروانهٔ آن شمع طراز است چگویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۱ای روی تو شمع بت‌پرستان
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۲ای گرفته حسن تو هر دو جهان
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۳ای نهان از دیده و در دل عیان
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۴قصد کرد از سرکشی یارم به جان
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۵ای روی تو شمع تاج داران
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۶ای جگرگوشهٔ جگرخواران
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۷ای به روی تو عالمی نگران
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۸ای روی تو شمع پاکبازان
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.