پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۸

ای روی تو شمع پاکبازان

زلف تو کمند سرفرازان

عشاق به روی همچو ماهت

چون صبح بر آفتاب نازان

از شوق رخت چراغ گردون

چون شمع همی رود گدازان

از بهر شکار روی گلگونت

شبرنگ خط تو تیزتازان

زان حلقهٔ دام زاغ زلفت

افتاده به حلق جره‌بازان

یک موی ز زلف پیچ پیچت

بشکسته طلسم کارسازان

از زلف مشعبدت چو مهره

در ششدره مانده حلقه‌بازان

تسبیح رخت کنند دایم

در پردهٔ حسن دلنوازان

وصل تو درون پاک خواهد

پاکی سوی پاک دست یازان

وصلت که زکوة اوست خورشید

هرگز نرسد به بی نمازان

جانی باید ز خویشتن پاک

نه غرق منی چو نو نیازان

گفتی برهانمت ز عطار

شد عمر و دلت نبود یازان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۰نیست آسان عشق جانان باختن
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۱نیست ره عشق را برگ و نوا ساختن
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۲کافری است از عشق دل برداشتن
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۳بندگی چیست به فرمان رفتن
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۴عاشقی چیست ترک جان گفتن
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۵کفر است ز بی نشان نشان دادن
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۶با تو سری در میان خواهد بدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۷دل ز عشق تو خون توان کردن
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.