پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۴

عاشقی چیست ترک جان گفتن

سر کونین بی‌زبان گفتن

عشق پی بردن از خودی رستن

علم پی کردن از عیان گفتن

رازهایی که در دل پر خون است

جمله از چشم خون فشان گفتن

به زبانی که اشک خونین راست

قصهٔ خون یکان یکان گفتن

همچو پروانه پیش آتش عشق

حال پیدای خود نهان گفتن

عاشق آن است کو چو پروانه

می‌تواند به ترک جان گفتن

شیر چون می‌گریزد از آتش

شیر پروانه را توان گفتن

راهرو تا به کی بود سخنت

برتر از هفت آسمان گفتن

کم نه‌ای از قلم ازو آموز

ره سپرده سخن روان گفتن

کار کن زانکه بهتر است تو را

کار کردن ز کاردان گفتن

جان به جانان خود ده‌ای عطار

چند از افسانهٔ جهان گفتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۶با تو سری در میان خواهد بدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۷دل ز عشق تو خون توان کردن
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۸عشق را بی‌خویشتن باید شدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۹عشق چیست از خویش بیرون آمدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۰کاری است قوی ز خود بریدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۱آتشی در جملهٔ آفاق زن
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۲خال مشکین بر آفتاب مزن
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۳گر سر این کار داری کار کن
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.