پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۳

بندگی چیست به فرمان رفتن

پیش امر از بن دندان رفتن

همه دشواری تو از طمع است

ترک خود گفتن و آسان رفتن

سر فدا کردن و سامان جستن

وانگهی بی سر و سامان رفتن

قابل امر شدن همچون گوی

پس به یک ضربه به پایان رفتن

از گران‌باری خود ترسیدن

پس سبکبار به پیشان رفتن

در پی شمع شریعت شب و روز

همچو پروانه به پیمان رفتن

آبرو باش تو در جوی طریق

تا توانی تو بیابان رفتن

برگ ره ساز که بی برگ رهی

در چنین بادیه نتوان رفتن

گر تو دنیا همه زندان دیدی

فرخت باد ز زندان رفتن

ور ندانی تو به جز دنیا هیچ

مرده باید به فراوان رفتن

تا کی از خواب درآموز آخر

یک شب از گنبد گردان رفتن

قرن‌ها شد که نمی‌آسایند

از تو شب خفتن وزیشان رفتن

عاشقان راست مسلم نه تو را

در ره دوست به مژگان رفتن

سر فدا کردن و چون عیاران

جان به کف بر در جانان رفتن

ترک عطار به گفتن کلی

پس درین بادیه ترسان رفتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۵کفر است ز بی نشان نشان دادن
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۶با تو سری در میان خواهد بدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۷دل ز عشق تو خون توان کردن
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۸عشق را بی‌خویشتن باید شدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۹عشق چیست از خویش بیرون آمدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۰کاری است قوی ز خود بریدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۱آتشی در جملهٔ آفاق زن
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۲خال مشکین بر آفتاب مزن
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.