پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۵

کفر است ز بی نشان نشان دادن

چون از بیچون نشان توان دادن

چون از تو نه نام و نه نشان ماند

آنگاه روا بود نشان دادن

تا یک سر موی مانده‌ای باقی

این سر نتوانمت بیان دادن

چو تو بنمانده‌ای تو را زیبد

داد دو جهان به یک زمان دادن

گر سر یگانگی همی جویی

دل نتوانی به این و آن دادن

دانی تو که چیست چارهٔ کارت

بر درگه او به عجز جان دادن

عطار چو یافتی ز جانان جان

صد جان باید به مژدگان دادن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۷دل ز عشق تو خون توان کردن
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۸عشق را بی‌خویشتن باید شدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۹عشق چیست از خویش بیرون آمدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۰کاری است قوی ز خود بریدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۱آتشی در جملهٔ آفاق زن
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۲خال مشکین بر آفتاب مزن
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۳گر سر این کار داری کار کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۴گر مرد نام و ننگی از کوی ما گذر کن
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.