پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۲

ای گرفته حسن تو هر دو جهان

در جمالت خیره چشم عقل و جان

جانِ تن ، جان است و جانِ جان ، تویی

در جهان جانی و در جانی جهان

های و هوی عاشقانت هر سحر

می نگنجد در زمین و آسمان

بوالعجب مرغی است جان عاشقت

کز دو کونش می نیابد آشیان

جملهٔ عالم همی بینم به تو

وز تو در عالم نمی‌بینم نشان

ای ز پیدایی و پنهانی تو

جان من هم در یقین هم در گمان

تن همی داند که هستی بر کنار

جان همی داند که هستی در میان

بس سخن گویی از آنی بس خموش

بس هویدایی از آنی بس نهان

کی تواند دید نور آفتاب

چشم اعمی چون ندارد جای آن

ما همه عیبیم چون یابد وصال

عیب‌دان در بارگاه غیب‌دان

تا نگردد جان ما از عیب پاک

کی شوی با عاشقانش هم عنان

آستین نا کرده پر خون هر شبی

کی شود شایستهٔ آن آستان

همچو عطار از دو کون آزاد گرد

بندهٔ یکتای او شو جاودان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۴قصد کرد از سرکشی یارم به جان
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۵ای روی تو شمع تاج داران
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۶ای جگرگوشهٔ جگرخواران
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۷ای به روی تو عالمی نگران
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۸ای روی تو شمع پاکبازان
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۹ای یاد تو کار کاردانان
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۰نیست آسان عشق جانان باختن
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۱نیست ره عشق را برگ و نوا ساختن
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.