پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۷

نشستی در دل من چونت جویم

دلم خون شد مگر در خونت جویم

تو با من در درون جان نشسته

من از هر دو جهان بیرونت جویم

چو فردا گم نخواهی بود جاوید

پس آن بهتر بود کاکنونت جویم

مرا گویی چو گم گردی مرا جوی

چو بی چونی تو آخر چونت جویم

چو راهت را نه سر پیداست نه پای

نه سر نه پای چون گردونت جویم

یقین دانم که در دستم کم آیی

اگرچه هر زمان افزونت جویم

چو در دستم نمی‌آیی ز یک وجه

از آن هر روز دیگرگونت جویم

چو هر دم می‌کنی صد رنگ ظاهر

سزد گر همچو بوقلمونت جویم

نیایی ذره‌ای در دست هرگز

اگر هر دم به صد افسونت جویم

نمیرم تا ابد گر درد خود را

مفرح از لب میگونت جویم

چو دریا گشت چشم من ز شوقت

چگونه لؤلؤ مکنونت جویم

شکر ریز فریدم می نباید

شکر از خندهٔ موزونت جویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۹چون قصهٔ زلف تو دراز است چگویم
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۰چون نیاید سر عشقت در بیان
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۱ای روی تو شمع بت‌پرستان
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۲ای گرفته حسن تو هر دو جهان
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۳ای نهان از دیده و در دل عیان
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۴قصد کرد از سرکشی یارم به جان
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۵ای روی تو شمع تاج داران
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۶ای جگرگوشهٔ جگرخواران
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.