پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۷

دردا که درین بادیه بسیار دویدیم

در خود برسیدیم و بجایی نرسیدیم

بسیار درین بادیه شوریده برفتیم

بسیار درین واقعه مردانه چخیدیم

گه نعره‌زنان معتکف صومعه بودیم

گه رقص‌کنان گوشهٔ خمار گزیدیم

کردیم همه کار ولی هیچ نکردیم

دیدیم همه چیز ولی هیچ ندیدیم

بر درج دل ماست یکی قفل گران سنگ

در بند ازینیم که در بند کلیدیم

از خون رحم چون به گو خاک فتادیم

از طفل مزاجی همه انگشت مزیدیم

چون شیر ز انگشت براهیم برآمد

انگشت مزیدان چه که انگشت گزیدیم

وامروز که بالغ شدگانیم به صورت

یک پر بنماند ارچه به صد پر بپریدیم

از دست فتادیم نه دیده نه چشیده

زان باده که از جرعهٔ او بوی شنیدیم

چون هستی عطار درین راه حجاب است

از هستی عطار به یکبار بریدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۹ما ننگ وجود روزگاریم
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۰ما مرد کلیسیا و زناریم
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۱چون زلف تاب دهد آن ترک لشکریم
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۲ما در غمت به شادی جان باز ننگریم
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۳من نمیرم زانکه بی جان می‌زیم
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۴ای صدف لعل تو حقهٔ در یتیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۵بر هرچه که دل نهاده باشیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۶بیا تا رند هر جایی بباشیم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.