پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۶

بیا تا رند هر جایی بباشیم

سر غوغا و رسوایی بباشیم

نمی‌ترسی که همچون خود نمایان

اسیر بند خودرایی بباشیم؟

اگر در جمع قرایان نشینیم

ز سر تا پای قرایی بباشیم

بیا تا در تماشای خرابات

چو رندانِ تماشایی بباشیم

چو عقل ما عقیله است آن نکوتر

که عاشق‌وار، سودایی بباشیم

چو در دریای بی پایان فتادیم

همان بهتر که دریایی بباشیم

چو صحرا گشت بر ما آن چه بایست

برون کون صحرایی بباشیم

چو پیدا نیست جای ما چو عطار

همه جایی، همه جایی بباشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۸اکنون که نشانهٔ ملامیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۹بیار آن جام می تا جان فشانیم
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۰ما گبر قدیم نامسلمانیم
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۱گاه لاف از آشنایی می‌زنیم
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۲وقت آن آمد که ما آن ماه را مهمان کنیم
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۳ما ره ز قبله سوی خرابات می‌کنیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۴ما چو بی‌ماییم از ما ایمنیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۵گر مردی خویشتن ببینیم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.