پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۸

اکنون که نشانهٔ ملامیم

وانگشت نمای خاص و عامیم

تا کی سر نام و ننگ داریم

زیرا که نه مرد ننگ و نامیم

در شهر ندا زنیم و گوییم

معشوقهٔ خویش را غلامیم

هم نام به باد داده هم ننگ

واندر طلب نشان و نامیم

لیکن شب و روز در خرابات

با رود وسرود و نقل و جامیم

واجب نبود نگار دیدن

زیرا که به کار ناتمامیم

دیوانه نه‌ایم حاش‌لله

با عقل و هدایت تمامیم

نیکوست وصال یار با فال

زیرا که درین چنین مقامیم

عطار وجود خود برون نه

چون دانستی که ناتمامیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۰ما گبر قدیم نامسلمانیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۱گاه لاف از آشنایی می‌زنیم
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۲وقت آن آمد که ما آن ماه را مهمان کنیم
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۳ما ره ز قبله سوی خرابات می‌کنیم
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۴ما چو بی‌ماییم از ما ایمنیم
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۵گر مردی خویشتن ببینیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۶ای جان ز جهان کجات جویم
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۷نشستی در دل من چونت جویم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.