پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۹

بیار آن جام می تا جان فشانیم

نثاری بر سر جانان نشانیم

بیا جانا که وقت آن درآمد

که جان بر جام جان‌افشان فشانیم

چو بر جان آشکارا گشت جانان

ز غیرت جان خود پنهان فشانیم

دمی کز ما برآید بی غم او

در آن ماتم بسی طوفان فشانیم

چو دریا در خروش آییم وانگه

ز چشم خون‌فشان باران فشانیم

وگر در دیده آید غیر او کس

نمک در دیدهٔ گریان فشانیم

همان بهتر که در عشقش چو عطار

در از دریای بی‌پایان فشانیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۱گاه لاف از آشنایی می‌زنیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۲وقت آن آمد که ما آن ماه را مهمان کنیم
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۳ما ره ز قبله سوی خرابات می‌کنیم
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۴ما چو بی‌ماییم از ما ایمنیم
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۵گر مردی خویشتن ببینیم
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۶ای جان ز جهان کجات جویم
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۷نشستی در دل من چونت جویم
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۸در عشق همی بلا همی جویم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.