پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۳

من نمیرم زانکه بی جان می‌زیم

جان نخواهم چون به جانان می‌زیم

در ره عشق تو چون جان زحمت است

لاجرم بی زحمت جان می‌زیم

چون بلای خویشتن دیدم وجود

از وجود خویش پنهان می‌زیم

در امید و بیم عشقت همچو شمع

گاه خندان گاه گریان می‌زیم

همچو غنچه از سر تر دامنی

غرق خون سر در گریبان می‌زیم

روز و شب بر خشک کشتی رانده‌ام

گرچه دایم غرق طوفان می‌زیم

از سر زلف تو اندیشم همه

گرچه حالی را پریشان می‌زیم

ماه رویا بر امید خلعتم

بس برهنه این چنین زان می‌زیم

از بر خود خلعت خاصم فرست

زانکه بی‌تو ژنده خلقان می‌زیم

از برونم پردهٔ اطلس چه سود

چون درون پرده عریان می‌زیم

همچو عطار از جهان فارغ شده

سر نهاده در بیابان می‌زیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۵بر هرچه که دل نهاده باشیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۶بیا تا رند هر جایی بباشیم
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۷ساقیا خیز که تا رخت به خمار کشیم
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۸اکنون که نشانهٔ ملامیم
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۹بیار آن جام می تا جان فشانیم
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۰ما گبر قدیم نامسلمانیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۱گاه لاف از آشنایی می‌زنیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۲وقت آن آمد که ما آن ماه را مهمان کنیم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.