پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۴

ای صدف لعل تو حقهٔ در یتیم

عارض تو بی قلم خط زده بر لوح سیم

روح دهن مانده باز در سر زلفت مدام

عقل میان بسته چست بر سر کویت مقیم

در یتیم توام تا که درآمد به چشم

چشمهٔ چشمم بماند غرقهٔ در یتیم

زین سر زلفت که هست مملکت جم توراست

زانکه سر زلف توست بر صفت جیم و میم

چون سر زلف تو را باد پریشان کند

جیم در افتد به میم، میم درافتد به جیم

تیره گلیم توام رشتهٔ صبرم متاب

چند زنی بیش ازین طبل به زیر گلیم

برد لب لعل تو از بر عطار دل

تا دل عطار ماند چون لب تو از دو نیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۶بیا تا رند هر جایی بباشیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۷ساقیا خیز که تا رخت به خمار کشیم
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۸اکنون که نشانهٔ ملامیم
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۹بیار آن جام می تا جان فشانیم
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۰ما گبر قدیم نامسلمانیم
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۱گاه لاف از آشنایی می‌زنیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۲وقت آن آمد که ما آن ماه را مهمان کنیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۳ما ره ز قبله سوی خرابات می‌کنیم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.