پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۲

هر آن نقشی که بر صحرا نهادیم

تو زیبا بین که ما زیبا نهادیم

سر مویی ز زلف خود نمودیم

جهان را در بسی غوغا نهادیم

چو آدم را فرستادیم بیرون

جمال خویش بر صحرا نهادیم

جمال ما ببین کین راز پنهان

اگر چشمت بود پیدا نهادیم

وگر چشمت نباشد همچنان دان

که گوهر پیش نابینا نهادیم

کسی ننهاد و نتواند نهادن

طلسماتی که هر دم ما نهادیم

مباش احول مسمی جز یکی نیست

اگرچه این همه اسما نهادیم

یقین می‌دان که چندینی عجایب

برای یک دل دانا نهادیم

ز چندینی عجایب حصهٔ تو

اگر دانا نه‌ای سودا نهادیم

مشو مغرور چندین نقش زیراک

بنای جمله بر دریا نهادیم

اگر موجی از آن دریا برآید

شود ناچیز هرچ اینجا نهادیم

اگر اینجا ز دریا برکناری

جهانی پر غمت آنجا نهادیم

وگر همرنگ دریا گردی امروز

تو را سلطانیِ فردا نهادیم

دل عطّار را در عشقِ این راه

چه گویی بی‌سر و بی‌پا نهادیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۴تا دردی درد او چشیدیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۵ما ز خرابات عشق مست الست آمدیم
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۶چه مقصود ار چه بسیاری دویدیم
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۷دردا که درین بادیه بسیار دویدیم
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۸تا ما سر ننگ و نام داریم
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۹ما ننگ وجود روزگاریم
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۰ما مرد کلیسیا و زناریم
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۱چون زلف تاب دهد آن ترک لشکریم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.