پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۵

ما ز خرابات عشق مست الست آمدیم

نام بلی چون بریم چون همه مست آمدیم

پیش ز ما جان ما خورد شراب الست

ما همه زان یک شراب مست الست آمدیم

خاک بد آدم که دوست جرعه بدان خاک ریخت

ما همه زان جرعهٔ دوست به دست آمدیم

ساقی جام الست چون و سقیهم بگفت

ما ز پی نیستی عاشق هست آمدیم

دوست چهل بامداد در گل ما داشت دست

تا چو گل از دست دوست دست به دست آمدیم

شست درافکند یار بر سر دریای عشق

تا ز پی چل صباح جمله به شست آمدیم

خیز و دلا مست شو از می قدسی از آنک

ما نه بدین تیره جای بهر نشست آمدیم

دوست چو جبار بود هیچ شکستی نداشت

گفت شکست آورید ما به شکست آمدیم

گوهر عطار یافت قدر و بلندی ز عشق

گرچه ز تأثیر جسم جوهر پست آمدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۷دردا که درین بادیه بسیار دویدیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۸تا ما سر ننگ و نام داریم
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۹ما ننگ وجود روزگاریم
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۰ما مرد کلیسیا و زناریم
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۱چون زلف تاب دهد آن ترک لشکریم
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۲ما در غمت به شادی جان باز ننگریم
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۳من نمیرم زانکه بی جان می‌زیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۴ای صدف لعل تو حقهٔ در یتیم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.