پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

غزلیات

۸۵۲ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۱ بی لبت از آب حیوان می‌بسم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۲ هرگاه که مست آن لقا باشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۳ دامن دل از تو در خون می‌کشم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۴ دل و جانم ببرد جان و دلم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۵ ای عشق تو قبلهٔ قبولم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۶ کجایی ساقیا می ده مدامم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۷ خویش را چند ز اندیشه به سر گردانم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۸ ای جان و جهان رویت پیدا نکنی دانم
  9. غزل شمارهٔ ۵۴۹ هرگز دل پر خون را خرم نکنی دانم
  10. غزل شمارهٔ ۵۵۰ درد دل را دوا نمی‌دانم
  11. غزل شمارهٔ ۵۵۱ من پای همی ز سر نمی‌دانم
  12. غزل شمارهٔ ۵۵۲ بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمی‌دانم
  13. غزل شمارهٔ ۵۵۳ کجا بودم کجا رفتم کجاام من نمی‌دانم
  14. غزل شمارهٔ ۵۵۴ زلف و رخت از شام و سحر باز ندانم
  15. غزل شمارهٔ ۵۵۵ من این دانم که مویی می ندانم
  16. غزل شمارهٔ ۵۵۶ چو خود را پاک دامن می ندانم
  17. غزل شمارهٔ ۵۵۷ از عشق در اندرون جانم
  18. غزل شمارهٔ ۵۵۸ چون نام تو بر زبان برانم
  19. غزل شمارهٔ ۵۵۹ گر در سر عشق رفت جانم
  20. غزل شمارهٔ ۵۶۰ از در جان درآی تا جانم
  21. غزل شمارهٔ ۵۶۱ ز تو گر یک نظر آید به جانم
  22. غزل شمارهٔ ۵۶۲ ازین دریا که غرق اوست جانم
  23. غزل شمارهٔ ۵۶۳ درین نشیمن خاکی بدین صفت که منم
  24. غزل شمارهٔ ۵۶۴ دست می ندهد که بی تو دم زنم
  25. غزل شمارهٔ ۵۶۵ چون ندارم سر یک موی خبر زانچه منم
  26. غزل شمارهٔ ۵۶۶ زهره ندارم که سلامت کنم
  27. غزل شمارهٔ ۵۶۷ دل ز عشقت بی خبر شد چون کنم
  28. غزل شمارهٔ ۵۶۸ قصهٔ عشق تو از بر چون کنم
  29. غزل شمارهٔ ۵۶۹ دل ندارم، صبر بی دل چون کنم
  30. غزل شمارهٔ ۵۷۰ رفت وجودم به عدم چون کنم
  31. غزل شمارهٔ ۵۷۱ دل ز دستم رفت و جان هم، بی دل و جان چون کنم
  32. غزل شمارهٔ ۵۷۲ آه گر من ز عشق آه کنم
  33. غزل شمارهٔ ۵۷۳ بی رخت در جهان نظر چکنم
  34. غزل شمارهٔ ۵۷۴ چاره نیست از توام چه چاره کنم
  35. غزل شمارهٔ ۵۷۵ هر زمان بی خود هوایی می‌کنم
  36. غزل شمارهٔ ۵۷۶ این دل پر درد را چندان که درمان می‌کنم
  37. غزل شمارهٔ ۵۷۷ محلم نیست که خورشید جمالت بینم
  38. غزل شمارهٔ ۵۷۸ چشم از پی آن دارم تا روی تو می‌بینم
  39. غزل شمارهٔ ۵۷۹ دردا که ز یک همدم آثار نمی‌بینم
  40. غزل شمارهٔ ۵۸۰ به دریایی در افتادم که پایانش نمی‌بینم
  41. غزل شمارهٔ ۵۸۱ در درد عشق یک دل بیدار می نبینم
  42. غزل شمارهٔ ۵۸۲ ای برده به زلف کفر و دینم
  43. غزل شمارهٔ ۵۸۳ در ره او بی سر و پا می‌روم
  44. غزل شمارهٔ ۵۸۴ هر شبی وقت سحر در کوی جانان می‌روم
  45. غزل شمارهٔ ۵۸۵ ما هر چه آن ماست ز ره بر گرفته‌ایم
  46. غزل شمارهٔ ۵۸۶ ما به عهد حسن تو ترک دل و جان گفته‌ایم
  47. غزل شمارهٔ ۵۸۷ باده ناخورده مست آمده‌ایم
  48. غزل شمارهٔ ۵۸۸ ما می از کاس سعادت خورده‌ایم
  49. غزل شمارهٔ ۵۸۹ دست در عشقت ز جان افشانده‌ایم
  50. غزل شمارهٔ ۵۹۰ ما ز عشقت آتشین دل مانده‌ایم
  51. غزل شمارهٔ ۵۹۱ در چه طلسم است که ما مانده‌ایم
  52. غزل شمارهٔ ۵۹۲ ما رند و مقامر و مباحی‌ایم
  53. غزل شمارهٔ ۵۹۳ ما دُردفروش هر خراباتیم
  54. غزل شمارهٔ ۵۹۴ گرچه در عشق تو جان درباختیم
  55. غزل شمارهٔ ۵۹۵ هرچه همه عمر همی ساختیم
  56. غزل شمارهٔ ۵۹۶ بس که جان در خاک این در سوختیم
  57. غزل شمارهٔ ۵۹۷ تا به دام عشق او آویختیم
  58. غزل شمارهٔ ۵۹۸ تا به عشق تو قدم برداشتیم
  59. غزل شمارهٔ ۵۹۹ تا با غم عشق آشنا گشتیم
  60. غزل شمارهٔ ۶۰۰ ما ترک مقامات و کرامات گرفتیم

متن اشعار به نقل از گنجور.