پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۰

به دریایی در افتادم که پایانش نمی‌بینم

به دردی مبتلا گشتم که درمانش نمی‌بینم

در این دریا یکی در است و ما مشتاق در او

ولی کس کو که در جوید که جویانش نمی‌بینم

چه جویم بیش ازین گنجی که سر آن نمی‌دانم

چه پویم بیش ازین راهی که پایانش نمی‌بینم

درین ره کوی مه رویی است خلقی در طلب پویان

ولیک این کوی چون یابم که پیشانش نمی‌بینم

به خون جان من جانان ندانم دست آلاید

که او بس فارغ است از ما سر آنش نمی‌بینم

دلا بیزار شو از جان اگر جانان همی خواهی

که هر کو شمع جان جوید غم جانش نمی‌بینم

برو عطار بیرون آی با جانان به جان بازی

که هر کو جان درو بازد پشیمانش نمی‌بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۲ای برده به زلف کفر و دینم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۳در ره او بی سر و پا می‌روم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۴هر شبی وقت سحر در کوی جانان می‌روم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۵ما هر چه آن ماست ز ره بر گرفته‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۶ما به عهد حسن تو ترک دل و جان گفته‌ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۷باده ناخورده مست آمده‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۸ما می از کاس سعادت خورده‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۹دست در عشقت ز جان افشانده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.