پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۷

باده ناخورده مست آمده‌ایم

عاشق و می پرست آمده‌ایم

ساقیا خیز و جام در ده زود

که نه بهر نشست آمده‌ایم

خیز تا از خودی برون آییم

که به خود پای بست آمده‌ایم

چون شکستی نبود جانان را

ما ز بهر شکست آمده‌ایم

در جهانی که مست هشیار است

هوشیاران مست آمده‌ایم

ناقصان بلی خویشتنیم

کاملان الست آمده‌ایم

هستی و نیستی ما بنماند

ما مگر نیست هست آمده‌ایم

ما چنین خوار نیستیم الحق

که به عمری به دست آمده‌ایم

همچو عطار در محیط وجود

به عنایت به شست آمده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۹دست در عشقت ز جان افشانده‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۰ما ز عشقت آتشین دل مانده‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۱در چه طلسم است که ما مانده‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۲ما رند و مقامر و مباحی‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۳ما دُردفروش هر خراباتیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۴گرچه در عشق تو جان درباختیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۵هرچه همه عمر همی ساختیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۶بس که جان در خاک این در سوختیم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.