پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۴

گرچه در عشق تو جان درباختیم

قیمت سودای تو نشناختیم

سالها بر مرکب فکرت مدام

در ره سودای تو می‌باختیم

خود تو در دل بودی و ما از غرور

یک نفس با تو نمی‌پرداختیم

چون بگستردی بساط داوری

پیش عشقت جان و دل درباختیم

بر دوعالم سرفرازی یافتیم

تا به سودای تو سر بفراختیم

آتش عشقت درآمد گرد دل

ما چو شمع از تف آن بگداختیم

بر امید وصل تو پروانه‌وار

خویشتن در آتشت انداختیم

گاه چون پروانه‌ای می‌سوختیم

گاه با آن سوختن می‌ساختیم

همچو عطار از جهان بردیم دست

تا نوای درد تو بنواختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۶بس که جان در خاک این در سوختیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۷تا به دام عشق او آویختیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۸تا به عشق تو قدم برداشتیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۹تا با غم عشق آشنا گشتیم
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۰ما ترک مقامات و کرامات گرفتیم
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۱ما بار دگر گوشهٔ خمار گرفتیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۲هر آن نقشی که بر صحرا نهادیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۳تا ما ره عشق تو سپردیم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.