پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۰

ما ز عشقت آتشین دل مانده‌ایم

دست بر سر پای در گل مانده‌ایم

خاک راه از اشک ما گل گشت و ما

پای در گل دست بر دل مانده‌ایم

ناگهانی برق وصل تو بجست

ما ندانستیم و غافل مانده‌ایم

لاجرم از بس که بال و پر زدیم

همچو مرغ نیم بسمل مانده‌ایم

چون ز عشقت هیچ مشکل حل نشد

دایما در کار مشکل مانده‌ایم

عشق تو دریاست اما زان چه سود

چون ز غفلت ما به ساحل مانده‌ایم

کی تواند یافت عطار از تو کام

چون نخستین گام منزل مانده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۲ما رند و مقامر و مباحی‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۳ما دُردفروش هر خراباتیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۴گرچه در عشق تو جان درباختیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۵هرچه همه عمر همی ساختیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۶بس که جان در خاک این در سوختیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۷تا به دام عشق او آویختیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۸تا به عشق تو قدم برداشتیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۹تا با غم عشق آشنا گشتیم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.