پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۱

در چه طلسم است که ما مانده‌ایم

با تو به هم وز تو جدا مانده‌ایم

نی که تویی جمله و ما هیچ نه

مانده تویی ما ز کجا مانده‌ایم

از همه معنی چو تویی هرچه هست

پس به چه معنی من و ما مانده‌ایم

رشته چو یکتاست در اصلی که هست

پس ز برای چه دوتا مانده‌ایم

چون تو سزاوار وجودی و بس

ما نه به حق نه به سزا مانده‌ایم

چون همه تو ما همه هیچ آمدیم

ای همه تو هیچ چرا مانده‌ایم

چون همه نه با تو و نه بی توییم

نه به بقا نه به فنا مانده‌ایم

در خم چوگان سر زلف تو

گوی صفت بی سر و پا مانده‌ایم

پاک کن از ما دل ما زانکه ما

سوختهٔ خوف و رجا مانده‌ایم

ما چو فریدیم نه نیک و نه بد

کز دو جهان فرد تو را مانده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۳ما دُردفروش هر خراباتیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۴گرچه در عشق تو جان درباختیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۵هرچه همه عمر همی ساختیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۶بس که جان در خاک این در سوختیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۷تا به دام عشق او آویختیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۸تا به عشق تو قدم برداشتیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۹تا با غم عشق آشنا گشتیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۰ما ترک مقامات و کرامات گرفتیم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.