پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۲

ما رند و مقامر و مباحی‌ایم

انگشت نمای هر نواحی‌ایم

خون خواره چو خاک جرعه از جامیم

خون ریز ز دیده چون صراحی‌ایم

هر چند که از گروه سلطانیم

نه قلبی‌ایم و نه جناحی‌ایم

جانا ز شراب شوق تو هر دم

بی صبح و صبوحی و صباحی‌ایم

گر سوختگان تو مباحی‌اند

بس سوخته‌ایم و بس مباحی‌ایم

ما فقر و صلاح کی خریم آخر

چون خاک مقام بی‌صلاحی‌ایم

در بتکده رند و لاابالی‌ایم

در مصطبه مست لافلاحی‌ایم

کافور رباحی ار بود اصلی

کافور نه کافری رباحی‌ایم

تا در رسد این می تو ای عطار

حالی ز بی می ملاحی‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۴گرچه در عشق تو جان درباختیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۵هرچه همه عمر همی ساختیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۶بس که جان در خاک این در سوختیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۷تا به دام عشق او آویختیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۸تا به عشق تو قدم برداشتیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۹تا با غم عشق آشنا گشتیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۰ما ترک مقامات و کرامات گرفتیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۱ما بار دگر گوشهٔ خمار گرفتیم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.