پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۹

دست در عشقت ز جان افشانده‌ایم

و آستینی بر جهان افشانده‌ایم

ای بسا خونا که در سودای تو

از دو چشم خون‌فشان افشانده‌ایم

وی بسا آتش که از دل در غمت

از زمین تا آسمان افشانده‌ایم

تا دل از تر دامنی برداشتیم

دامن از کون و مکان افشانده‌ایم

دل گرانی کرد در کشتی عشق

رخت دل در یک زمان افشانده‌ایم

چون نظر بر روی آن دلبر فتاد

تن فرو دادیم و جان افشانده‌ایم

هرچه در صد سال می‌کردیم جمع

در دمی بر دلستان افشانده‌ایم

چون ز راه نیک و بد برخاستیم

دل ز بار این و آن افشانده‌ایم

چون دل عطار شد دریای عشق

بس جواهر کز زبان افشانده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۱در چه طلسم است که ما مانده‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۲ما رند و مقامر و مباحی‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۳ما دُردفروش هر خراباتیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۴گرچه در عشق تو جان درباختیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۵هرچه همه عمر همی ساختیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۶بس که جان در خاک این در سوختیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۷تا به دام عشق او آویختیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۸تا به عشق تو قدم برداشتیم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.