پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۷

خویش را چند ز اندیشه به سر گردانم

وز تحیر دل خود زیر و زبر گردانم

دل من سوختهٔ حیرت گوناگون است

تا کی از فکرت خود سوخته‌تر گردانم

چون درین راه به یک موی خطر نیست مرا

پس چرا خاطر خود گرد خطر گردانم

می نیاید ز جهان هم نفسی در نظرم

گرچه بسیار ز هر سوی نظر گردانم

چون ز دلتنگی و غم در جگرم آب نماند

چند بر چهره ز غم خون جگر گردانم

نیست در مذهب من هیچ به از تنهایی

گر بسی بنگرم و مسئله برگردانم

نان خشکم بود و گر به تکلف بزیم

از دو چشم آب برو ریزم و تر گردانم

آری ای دوست به جز دانهٔ خود نتوان خورد

خویش را فی‌المثل ار مرغ بپر گردانم

تا کی از غصه و غم غصه و غم ای عطار

سر فرو پوش که سرگشته و سرگردانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۹هرگز دل پر خون را خرم نکنی دانم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۰درد دل را دوا نمی‌دانم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۱من پای همی ز سر نمی‌دانم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۲بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمی‌دانم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۳کجا بودم کجا رفتم کجاام من نمی‌دانم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۴زلف و رخت از شام و سحر باز ندانم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۵من این دانم که مویی می ندانم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۶چو خود را پاک دامن می ندانم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.