پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۶

چو خود را پاک دامن می ندانم

مقامی به ز گلخن می ندانم

چرا اندر صف مردان نشینم

چو خود را مرد جوشن می ندانم

بیا تا ترک خود گیرم که خود را

بتر از خویش دشمن می ندانم

دلی کز آرزوها گشت پر بت

من آن دل را مزین می ندانم

چو عیسی از یکی سوزن فروماند

من این بت کم ز سوزن می ندانم

مرا جانان فروشد در غمت جان

اگرچه جان معین می ندانم

چنان در عشق تو سرگشته گشتم

که جانم گم شد و تن می ندانم

مرا هم کشتی و هم سوختی زار

چه می‌خواهی تو از من می ندانم

گهی گویی که تن زن صبر کن صبر

علاج صبر کردن می ندانم

گهی گویی مرا بستان ورستی

ز صد خرمن یک ارزن می‌ندانم

چون من یک ذره‌ام نه هست و نه نیست

همه خورشید روشن می ندانم

فرو رفتم در این وادی کم و کاست

تو می‌دانی اگر من می ندانم

درین حیرت دل حیران خود را

طریقی به ز مردن می ندانم

که گیرد دامن عطار ازین پس

چو او را هیچ دامن می ندانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۸چون نام تو بر زبان برانم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۹گر در سر عشق رفت جانم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۰از در جان درآی تا جانم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۱ز تو گر یک نظر آید به جانم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۲ازین دریا که غرق اوست جانم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۳درین نشیمن خاکی بدین صفت که منم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۴دست می ندهد که بی تو دم زنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۵چون ندارم سر یک موی خبر زانچه منم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.