پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۳

درین نشیمن خاکی بدین صفت که منم

میان نفس و هوا دست و پای چند زنم

هزار بار برآمد مرا که یکباری

ز دست چرخ فلک جامه پاره پاره کنم

گره چگونه گشایم ز سر خود که ز چرخ

هزار گونه گره در فتاده در سخنم

ز هر کسی چه شکایت کنم چو می‌دانم

که جرم من ز من است و بلای خویش منم

به هیچ روی مرا نیست رستگاری روی

که هست دشمن من در میان پیرهنم

حساب بر نتوانم گرفت بر خود از آنک

به هر حساب که هستم اسیر خویشتنم

هزار بار به یک روز عقل را ز صراط

به قعر دوزخ نفس و هوا فرو فکنم

اگر موافق طبعم ندیم ابلیسم

وگر متابع نفسم حریف اهرمنم

به گرد بلبل روحم قرار چون گیرد

میان خار چو گلزار جان بود وطنم

سزد که پیرهن کاغذین کند عطار

که شد ز نفس بدآموز پیرهن کفنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۵چون ندارم سر یک موی خبر زانچه منم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۶زهره ندارم که سلامت کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۷دل ز عشقت بی خبر شد چون کنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۸قصهٔ عشق تو از بر چون کنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۹دل ندارم، صبر بی دل چون کنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۰رفت وجودم به عدم چون کنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۱دل ز دستم رفت و جان هم، بی دل و جان چون کنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۲آه گر من ز عشق آه کنم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.