پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۱

دل ز دستم رفت و جان هم، بی دل و جان چون کنم

سر عشقم آشکارا گشت پنهان چون کنم

هرکسم گوید که درمانی کن آخر درد را

چون به دردم دایما مشغول درمان چون کنم

چون خروشم بشنود هر بی خبر گوید خموش

می‌تپد دل در برم می‌سوزدم جان چون کنم

عالمی در دست من، من همچو مویی در برش

قطره‌ای خون است دل، در زیر طوفان چون کنم

در تموزم مانده جان خسته و تن تب زده

وآنگهم گویند براین ره به پایان چون کنم

چون ندارم یک نفس اهلیت صف النعال

پیشگه چون جویم و آهنگ پیشان چون کنم

در بن هر موی صد بت بیش می‌بینم عیان

در میان این همه بت عزم ایمان چون کنم

نه ز ایمانم نشانی نه ز کفرم رونقی

در میان این و آن درمانده حیران چون کنم

چون نیامد از وجودم هیچ جمعیت پدید

بیش ازین عطار را از خود پریشان چون کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۳بی رخت در جهان نظر چکنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۴چاره نیست از توام چه چاره کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۵هر زمان بی خود هوایی می‌کنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۶این دل پر درد را چندان که درمان می‌کنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۷محلم نیست که خورشید جمالت بینم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۸چشم از پی آن دارم تا روی تو می‌بینم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۹دردا که ز یک همدم آثار نمی‌بینم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۰به دریایی در افتادم که پایانش نمی‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.