پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۸

چشم از پی آن دارم تا روی تو می‌بینم

دل را همه میل جان با سوی تو می‌بینم

تا جان بودم در تن رو از تو نگردانم

زیرا که حیات جان باروی تو می‌بینم

بس عاشق سرگردان از عشق تو لب برجان

آواره ز خان و مان بر بوی تو می‌بینم

از عشق تو نشکیبم گر خوانی و گر رانی

زیرا که دل افتاده در کوی تو می‌بینم

هر جا که یکی بیدل از عشق تو بی حاصل

سرگشته و بی منزل سر کوی تو می‌بینم

آن دل که بود سرکش گشته است اسیر عشق

اندر خم چوگانت چون گوی تو می‌بینم

گفتم که مگر کلی وصل تو بدانستم

صد جان و دل خود را یک موی تو می‌بینم

عطار مگر روزی ترکیش بود درسر

کامروز به عشق اندر هندوی تو می‌بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۰به دریایی در افتادم که پایانش نمی‌بینم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۱در درد عشق یک دل بیدار می نبینم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۲ای برده به زلف کفر و دینم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۳در ره او بی سر و پا می‌روم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۴هر شبی وقت سحر در کوی جانان می‌روم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۵ما هر چه آن ماست ز ره بر گرفته‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۶ما به عهد حسن تو ترک دل و جان گفته‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۷باده ناخورده مست آمده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.