پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۸

ای جان و جهان رویت پیدا نکنی دانم

تا جان و جهانی را شیدا نکنی دانم

پشت من یکتا دل از زلف دوتا کردی

و آن زلف دوتا هرگز یکتا نکنی دانم

گر جور کنی ور نی تا کار تو می‌ماند

زین شیوه بسی افتد عمدا نکنی دانم

در غارت جان و دل در زلف و لبت بازی

زیرا که چنین کاری تنها نکنی دانم

چون عاشق غم‌کش را در خاک کنی پنهان

بر خویش نظر آری پیدا نکنی دانم

گفتی کنم از بوسی روزی دهنت شیرین

این خود به زبان گویی اما نکنی دانم

اندر عوض بوسی گر جان و تنم بردی

تا عاشق سودایی رسوا نکنی دانم

گفتی که شبی با تو دستی کنم اندر کش

یارب چه دروغ است این با ما نکنی دانم

گفتی که جفا کردم در حق تو ای عطار

آخر همه کس داند کانها نکنی دانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۰درد دل را دوا نمی‌دانم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۱من پای همی ز سر نمی‌دانم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۲بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمی‌دانم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۳کجا بودم کجا رفتم کجاام من نمی‌دانم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۴زلف و رخت از شام و سحر باز ندانم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۵من این دانم که مویی می ندانم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۶چو خود را پاک دامن می ندانم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۷از عشق در اندرون جانم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.