پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۰

درد دل را دوا نمی‌دانم

گم شدم سر ز پا نمی‌دانم

از می نیستی چنان مستم

که صواب از خطا نمی‌دانم

چند از من کنی سؤال که من

درد را از دوا نمی‌دانم

حل این مشکلم که افتادست

در خلا و ملا نمی‌دانم

به چه داد و ستد کنم با خلق

که قبول از عطا نمی‌دانم

هرچه از ماه تا به ماهی هست

هیچ از خود جدا نمی‌دانم

وانچه در اصل و فرع جمله تویی

یا منم جمله یا نمی‌دانم

گر یک است این همه یکی بگذار

که عدد را قفا نمی‌دانم

ور یکی نی و صد هزار است این

صد و یک من چرا نمی‌دانم

حیرتم کشت و من درین حیرت

ره به کار خدا نمی‌دانم

چشم دل را که نفس پردهٔ اوست

در جهان توتیا نمی‌دانم

آنچه عطار در پی آن رفت

این زمان هیچ جا نمی‌دانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۲بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمی‌دانم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۳کجا بودم کجا رفتم کجاام من نمی‌دانم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۴زلف و رخت از شام و سحر باز ندانم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۵من این دانم که مویی می ندانم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۶چو خود را پاک دامن می ندانم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۷از عشق در اندرون جانم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۸چون نام تو بر زبان برانم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۹گر در سر عشق رفت جانم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.