پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۶

کجایی ساقیا می ده مدامم

که من از جان غلامت را غلامم

میم در ده تهی دستم چه داری

که از خون جگر پر گشت جامم

چه می‌خواهی ز جانم ای سمن بر

که من بی روی تو خسته روانم

چو بر جانم زدی شمشیر عشقت

تمامم کن که رندی ناتمامم

گهم زاهد همی خوانند و گه رند

من مسکین ندانم تا کدامم

ز ننگ من نگوید نام من کس

چو من مردم چه مرد ننگ و نامم

ز من ، چون شمع ، تا یک ذرّه باقی است

نخواهد بود جز آتش مقامم

مرا جز سوختن کاری دگر نیست

بیا تا خوش بسوزم زانکه خامم

دل عطار مرغی دانه چین است

دریغ افتد چنین مرغی به دامم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۸ای جان و جهان رویت پیدا نکنی دانم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۹هرگز دل پر خون را خرم نکنی دانم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۰درد دل را دوا نمی‌دانم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۱من پای همی ز سر نمی‌دانم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۲بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمی‌دانم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۳کجا بودم کجا رفتم کجاام من نمی‌دانم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۴زلف و رخت از شام و سحر باز ندانم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۵من این دانم که مویی می ندانم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.