پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۵

ای عشق تو قبلهٔ قبولم

کرده غم تو ز جان ملولم

خورشید رخت بتافت یک روز

تا کرد چو ذرهٔ عجولم

می‌تافت پیاپی و دمادم

تا خواست فکند در حلولم

چون نیک نگاه کردم آن روز

بنمود جمال در افولم

می‌گفت به صد زبان که از من

بگریز که من نه از اصولم

کافر گردی علی الحقیقه

در حال اگر کنی قبولم

اکنون من بی قرار از آن روز

دل شیفته‌تر ز بوهلولم

در گرد تو کی رسم که پیوست

در صحبت خود ندیم غولم

آنجا که بزرگی تو باشد

من خفته کدام بوالفضولم

ای کاش که بعد ازین همه عمر

ممکن بودی دمی وصولم

چه جای حلولیان طاغی است

زین پس من و سنت رسولم

عطار به ترک جان بگوید

گر شرح دهی چنین فصولم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۷خویش را چند ز اندیشه به سر گردانم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۸ای جان و جهان رویت پیدا نکنی دانم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۹هرگز دل پر خون را خرم نکنی دانم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۰درد دل را دوا نمی‌دانم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۱من پای همی ز سر نمی‌دانم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۲بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمی‌دانم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۳کجا بودم کجا رفتم کجاام من نمی‌دانم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۴زلف و رخت از شام و سحر باز ندانم
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.