پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

غزلیات

۸۵۲ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱ مرا قلاش می‌خوانند، هستم
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۲ از می عشق تو چنان مستم
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۳ عزم عشق دلستانی داشتم
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۴ دوش چشم خود ز خون دریای گوهر یافتم
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۵ آنچه من در عشق جانان یافتم
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۶ دوش، چون گردون کنار خویش پر خون یافتم
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۷ دوش درون صومعه، دیر مغانه یافتم
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۸ دوش دل را در بلایی یافتم
  9. غزل شمارهٔ ۴۸۹ یک غمت را هزار جان گفتم
  10. غزل شمارهٔ ۴۹۰ دریاب که رخت برنهادم
  11. غزل شمارهٔ ۴۹۱ بر درد تو دل از آن نهادم
  12. غزل شمارهٔ ۴۹۲ ای عشق تو پیشوای دردم
  13. غزل شمارهٔ ۴۹۳ منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم
  14. غزل شمارهٔ ۴۹۴ تا روی تو قبلهٔ نظر کردم
  15. غزل شمارهٔ ۴۹۵ هر شبی عشقت جگر می‌سوزدم
  16. غزل شمارهٔ ۴۹۶ گم شدم در خود نمی‌دانم کجا پیدا شدم
  17. غزل شمارهٔ ۴۹۷ در سفر عشق چنان گم شدم
  18. غزل شمارهٔ ۴۹۸ ای عشق بی نشان ز تو من بی نشان شدم
  19. غزل شمارهٔ ۴۹۹ تا ز سر عشق سرگردان شدم
  20. غزل شمارهٔ ۵۰۰ تا جمال تو بدیدم مست و مدهوش آمدم
  21. غزل شمارهٔ ۵۰۱ دوش از وثاق دلبری سرمست بیرون آمدم
  22. غزل شمارهٔ ۵۰۲ رفتم به زیر پرده و بیرون نیامدم
  23. غزل شمارهٔ ۵۰۳ تو می‌دانی که در کار تو چون مضطر فرو ماندم
  24. غزل شمارهٔ ۵۰۴ تا بر رخ تو نظر فکندم
  25. غزل شمارهٔ ۵۰۵ تا عشق تو را به جان ربودم
  26. غزل شمارهٔ ۵۰۶ تا عشق تو سوخت همچو عودم
  27. غزل شمارهٔ ۵۰۷ سواد خط تو چون نافع نظر دیدم
  28. غزل شمارهٔ ۵۰۸ عشق بالای کفر و دین دیدم
  29. غزل شمارهٔ ۵۰۹ دریغا کانچه جستم آن ندیدم
  30. غزل شمارهٔ ۵۱۰ تا چشم باز کردم نور رخ تو دیدم
  31. غزل شمارهٔ ۵۱۱ آن در که بسته باید تا چند باز دارم
  32. غزل شمارهٔ ۵۱۲ من با تو هزار کار دارم
  33. غزل شمارهٔ ۵۱۳ ازین کاری که من دارم نه جان دارم نه تن دارم
  34. غزل شمارهٔ ۵۱۴ تا عشق تو در میان جان دارم
  35. غزل شمارهٔ ۵۱۵ مسلمانان من آن گبرم که دین را خوار می‌دارم
  36. غزل شمارهٔ ۵۱۶ جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم
  37. غزل شمارهٔ ۵۱۷ دل رفت وز جان خبر ندارم
  38. غزل شمارهٔ ۵۱۸ فریاد کز غم تو فریادرس ندارم
  39. غزل شمارهٔ ۵۱۹ سر مویی سر عالم ندارم
  40. غزل شمارهٔ ۵۲۰ بی تو زمانی سر زمانه ندارم
  41. غزل شمارهٔ ۵۲۱ چه سازم که سوی تو راهی ندارم
  42. غزل شمارهٔ ۵۲۲ اگر عشقت به جای جان ندارم
  43. غزل شمارهٔ ۵۲۳ تا نرگست به دشنه چون شمع کشت زارم
  44. غزل شمارهٔ ۵۲۴ نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
  45. غزل شمارهٔ ۵۲۵ اگر برشمارم غم بیشمارم
  46. غزل شمارهٔ ۵۲۶ بی تو نیست آرامم کز جهان تو را دارم
  47. غزل شمارهٔ ۵۲۷ پشتا پشت است با تو کارم
  48. غزل شمارهٔ ۵۲۸ چون من ز همه عالم ترسا بچه‌ای دارم
  49. غزل شمارهٔ ۵۲۹ ترسا بچه‌ای کشید در کارم
  50. غزل شمارهٔ ۵۳۰ ترک قلندر من دوش درآمد از درم
  51. غزل شمارهٔ ۵۳۱ گنج دزدیده ز جایی پی برم
  52. غزل شمارهٔ ۵۳۲ خبرت هست که خون شد جگرم
  53. غزل شمارهٔ ۵۳۳ گر بوی یک شکن ز سر زلف دلبرم
  54. غزل شمارهٔ ۵۳۴ گر از میان آتش دل دم برآورم
  55. غزل شمارهٔ ۵۳۵ تیر عشقت بر دل و جان می‌خورم
  56. غزل شمارهٔ ۵۳۶ روزی که عتاب یار درگیرم
  57. غزل شمارهٔ ۵۳۷ زیر بار ستمت می‌میرم
  58. غزل شمارهٔ ۵۳۸ کار چو از دست من برفت چه سازم
  59. غزل شمارهٔ ۵۳۹ با این دل بی خبر چه سازم
  60. غزل شمارهٔ ۵۴۰ از بس که چو شمع از غم تو زار بسوزم

متن اشعار به نقل از گنجور.